تبليغاتX
Al0nE prince

چشم من

چشم من بيا منو ياری بکن 

گونه هام خشکيده شد کاری بکن 

غيره گريه مگه کاری ميشه کرد 

کاری از ما نمياد زاری بکن 

اونکه رفته ديگه هیچوقت نمياد 

تا قيامت دل من گريه ميخواد 

هرچی دريا رو زمين داره خدا 

با تمومه ابرای آسمونا 

کاشکی ميداد همه رو به چشم من 

تا چشام به حال من گريه کنن 

اونکه رفته ديگه هیچوقت نمياد 

تا قيامت دل من گريه ميخواد 

قصهء گذشته های خوب من 

خيلی زود مثل يه خواب تموم شدن 

حالا بايد سر رو زانوم بذارم 

تاقيامت اشک حسرت ببارم 

دل هيشکی مث من غم نداره 

مثل من غربت و ماتم نداره 

حالا که گريه دوای دردمه 

چرا چشمام اشکشو کم مياره 

خورشیده روشن ما رو دزديدن 

زیره اون ابرای سنگين کشيدن 

همه جا رنگه سياهه ماتمه 

فرصت موندنمون خيلی کمه 

اونکه رفته ديگه هیچوقت نمياد 

تا قيامت دل من گريه ميخواد 

سرنوشت چشاش کوره نمیبینه 

زخم خنجرش ميمونه تو سينه 

لب بسته سينهء غرق به خون 

قصهء موندن آدم همينه 

اونکه رفته ديگه هیچوقت نمياد

تا قیامت دل من گریه می خواد

خواننده :داریوش يادت مياد يه روزي خودت اينو برام گذاشتي گفتي براي آرزو گوش ميدي كه ازاين دنيا رفته حالا بيا ببين من براي تو ميزارم و گوش ميدم باور ندارم همه حرفات دروغ بود باور ندارم كه گولت خوردم باور ندارم فريبم دادي با اون دوتا چشم قشنگ دل منو يه شبه كردي آوره اون نگات داره منو ديوونه ميكنه. دوريت داره منو ميكشه چي بي انصافي كه اينطور رفتار ميكني به اونم گفتي آرزو مرده گفتي بيا جلو عشقتو بده بهم بعد از پيشش بري خيلي بي انصافي بي انصاف اسمت يعني بخشنده اما بايد هميشه ديگران باشن كه تو رو ميبخشن ما كه بخشيديم ولي همه نميبخشن از روي حرمت عشق بخشيدم. یا حق خدا حافظ

http://fc02.deviantart.com/fs13/i/2007/072/1/4/_____Eye_Cry______by_halaquinn_arcadias.jpg

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 16:36 توسط aloneprince |

بي امان دل بار تنهايي كشد

 

پشت هم زهر شكيبايي چشد

 

 تا سرآيد اين سكوت و انتظار

 

 بي گمان بختش به زيبايي رسد

 

در جهان عشق و شكيبايي يك است

 

بهترين راه رسيدن بندگي است

 

 در ركاب عشق جان را باختن

 

 اين همان تعبير ناب زندگي است

 

آنكه از سوز جدايي داد زد

 

از هياهوي فراق فرياد زد

 

 در خرابي و پشيماني نشست

 

  دل به درياي غم و بيداد زد

 

حكم دوري و جدايي آتش است

 

آتشي كز روزن راهي بجست

 

 آمد و بر جان عاشق شعله زد

 

  جان گرفت و ناگهان بر دل نشست

 

اين هواي عشق در سوگ وصال

 

لحظه هاي دوري و اين قيل و قال

 

 جملگي تمثيل احوال خداست

 

 شور مرگ است و سبك بالي

 

جز رسيدن سوي او انگيزه چيست

 

جز خداوند جلال محبوبه كيست

 

 عاشقي در وصف او معنا گرفت

 

  چاره ي قلبي كه با يادش گريست

 

صبر ايوب كه گويند ذات اوست

 

بنده را تا روز محشر چاره جوست

 

 يك نظر سويش هزاران جستجوست

 

 اين چنين عشقي پرستيدن نكوست...







شنیدم می خوای بیای . شنیدم دلت برام تنگ شده . شنیدم چشات گریونه. آخه حق داری چون من دیگه نیستم .

دیگه شبا راحت می خوابم و برات تاصبح گریه نمی کنم.

دیگه منتظر تلفن نمی مونم.

 الهی یکی مثل خودت بهت بگه دوستت دارم.

راستی خدا واست سلام نرسوند.آخه می دونی چیه دیگه حتی خدا هم دوستت نداره.







+ نوشته شده در جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 15:10 توسط aloneprince |

 

سلام دوستان این هم  

 فلش کلیب داریوش که من

 ساختم امیدوارم که

 

 ببینید و لذت ببريد.

 

داريوش اي عشق

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 4:43 توسط aloneprince |

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو.

 

 

براي عشق قبول كن ولي غرورت را از دست نده.

 

 

براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو.

 

 

براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه.

 

 

براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن.

 

 

براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير.

 

 

براي عشق وصال كن ولي فرار نكن.

 

 

براي عشق زندگي كن ولي عاشقانه زندگي كن.

 

 

براي عشق بمير ولي كسي رو نكش.

 

 

براي عشق خودت باش ولي خوب باش....

 

=-=-=-=-=-=-=--=-=-=-=-=-=---=-=-=-=-

 

یادمان باشد از امروز خطایی نکنی

 

             گرچه در خویش شکستیم صدایی نکنیم

 

                           پر پروانه شکستن هنر انسان نیست

 

                                   گر شکستیم ز غفلت من و مایی نکنیم

 

                       یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم

 

                  وقت پرپر شدنش ساز و نوایی نکنیم

 

              یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند

 

 

   طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم .

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 15:5 توسط aloneprince |

سلام دوستان عزيزم امروز با اپي متفاوت اومدم ببخشيد خيلي وقته اپ نكردم .........

نميدونم از كجا شروع كنم ولي بقول ياس، ياس اگه ميخوات داستانشو ميگه ... همه از من مي پرسن كه چراهميشه از تنهايي مينويسم و مي گن که شما تنها نيستي تو خدا را داري ولي من مي گم اره اون که همیشه هست و تنها یاره منه ولی بعضي وقتا انسان احساس تنهايي ميكنه و دوست داره تنهاييهاش را با كسي قسمت كنه ... خوب نميدونم چی بگم نمي خوام كه تنهايي من واسه اين لحاظ هست بزاريين اخرين دل تنگیمو بگم . من عاشقم اره عاشق تنها ! عاشق مسافري شدم كه مسافره كه هالا داره دلتنگی هم رفیق تنهاییم میشه مانده ام تنها مثل هميشه واسم دعا كنيد كه به هم برسيم ............

گر هزارتا پنجره تنهایی آواز می خونم دارم با کی حرف می زنم نمی دونم نمیدونم این روزا دنیا واسه من از خونمون کوچکتره دارم با کی حرف می زنم نمی دونم نمی دونم....

چشم من بیا با من ياری بکن دونهام خشكيده كاري بكن غير گیره مگه کاری میشه کرد اون كه رفته ديگه هيچ وقت نميات تا قيامت دل من گریه ميخوات ........................

 

 

                 

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 14:13 توسط aloneprince |

 
 
 
 
کاش بچه بودم تا بیش خدا عزیز بودم کاش بچه بودم تا بیش خدا رو سفید بودم
 
 کاش بجه بودم تاقلبم خالی از کینه بود کاش بجه بودم تا باک از همه بدیها بودم .

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:12 توسط aloneprince |

اگر بار گران بودیم و رفتیم اگر نامهربان بودیم و رفتیم

گرچه این دنیا ندارد اعتباری این را نوشتم تا بماند یادگاری

سلام سلامی از قلب شکسته از قلبی دور افتاده همچون کبوتری سبکبال که دراسمان عشق به پروازدرامده است سلامی به بلندای اسمان و به زلال و خلوص چشمه ساران سلامی به لطافت گرمای بهاری سلامی همچو بوی خوش اشنایی سلامی بر خواسته از دل و نشسته بر دل 

روز اول گل سرخي برام اوردي گفتي براي هميشه دوستت دارم روز دوم گل زردي برايم اوردي گفتي دوستت ندارم روز سوم گل سفيدي برايم اوردي و سر قبرم گذاشتي و گفتي منو ببخش فقط يه شوخي بود

بهت نمی گم دوسِت دارم،ولی قسم می خورم که دوسِت دارم بهت نمی گم هرچی که می خوای بهت می دم،چون همه چیزم تویی نمی خوام خوابتو ببینم، چون توخوش ترازخوابی اگه یه روزچشمات پرِاشک شد ودنبال یه شونه گشتی که گریه کنی،صِدام کن بهت قول نمی دم که ساکتت کنم ،اما منم پا به پات گریه می کنم اگر دنبال مجسمه سکوت می گشتی صِدام کن، قول می دم سکوت کنم اگه دنبال خرابه می گشتی تا نفرتتو توش خالی کنی ، صِدام کن چون قلبم تنهاست اگه یه روزخواستی بری قول نمیدم جلوتو بگیرم اما باهات میدوم اگه بیه روز خواستی بمیری قول نمی دم جلوتو بگیرم اما اینو بدون من قبل از تو میمیرم 

چقدرعجيبه که تا مريض نشي کسي برات گل نمي ياره تا گريه نکني کسي نوازشت نمي کنه تا فرياد نکشي کسي به طرفت برنمي گرده تا قصد رفتن نکني کسي به ديدنت نمي ياد و تا وقتي نميري کسي تورو نمي بخشه

هيچكس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نمي شود اگر كسي تو را آنطوركه ميخواهي دوست ندارد به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد دوست واقعي كسي است كه دستهاي تورابگيردولي قلب تورالمس كند بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگزبه اونخواهي رسيد 

 

زندگی به من آموخت که چگونه اشک بریزم اما اشک به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم

با سیم نازمژه هات یه عمره گیتارمی زنم نگاهتو کوک نکنی من خودمودارمی زنم چشمات اگه رو پنجرم طرحه ستاره نزنند دست خودم نیست دلمو به درودیوارمی زنم تواگه نباشی من مثل اون پسرکی که گمشده گوشه کوچه می شینم ازغم تو زارمی زنم


 

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 11:37 توسط aloneprince |

یار تنهایی

از وقتی تنها شدم معنی خیلی از حرفها رو فهمیدم

درد دوری ، حسرت دیدار ، جدایی ، فاصله ، غم وغصه

کاش همه اینها معنی دیگه ای داشتن

ولی دلتنگی وتنهایی منو با همه اینها آشنا کرد

شبها با حسرت دیدار تو خوابیدم

همه رویاهای شبهامو با غم دوری تو به صبح رسوندم

و بالاخره با تنهایی از خواب بیدار شدم.

از تنهایی با همه دوست شدم

با فاصله ها و جدایی ها و حسرت ها زندگی کردم

اما تنها کسی که به من وفادار موند و تنهام نذاشت،

 تنها یار تنهاییم ، تنهایی بود

و تنهایی رو ذوست دارم

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:39 توسط aloneprince |

 

شیشه ای می شکند ....

یک نفر میپرسد چرا شیشه شکست؟

مادر میگوید رفع بلاست

یک نفر زمزمه کرد ......باد سرد مثل یک کودک شیطان امد

شیشه ی پنجره رو شکست

کاش امشب که دل من مثل ان شسشه ی مغرور شکست

عابری خندان کنار می امد تکه ای از ان را بر میداشت

مرهمی به دل تنگم می شد

ما امشب دیدم هیچ کس هیچی نگفت غصه ام را نشنید..............

از خودم پرسیدم : ایا ارزس قلب من از این پنجره کمتر است

دلم شکسته اما هیچ کس نگفته و نپرسیده

*دلم شكست كسي صدايش نشنيد *

*گويند دل مرد بي صدا مي شكند*

منتظرم

+ نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 12:18 توسط aloneprince |

قسمت نشد ببینمت خدانگهداری کنم فرصت نشد بمونم و از تو نگهداری کنم

 گفتم اگه ببینمت دل کندنم سخته برام اگه یه وقت بگی نرو رفتن پر از درده برام

 

گفتم صداتو نشنوم ندیده از پیشت برم پشت سرم زاری نکن چی کار کنم مسافرم

 

من میرم ولی باز تو بدون همیشه یاد تو از خاطر من فراموش نمی شه

گل من خوب می دونی بی تو تک و تنهام عزیزم اگه تو نباشی می

میرم .........

 

 

غم

+ نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 1:31 توسط aloneprince |

Home
Email
Night Skin